Sunday, September 04, 2005
زن جنده من
اسم من منصور است 41 سال سن دارم . يه زنه 38 ساله هم به اسم ويدا دارم ما هيچ وقت بچه دار نمي شديم چون ويدا مشكل داشت البته از يه نظر هم خوب بود چون هر چه قدر آب كير تو كسش مي ريختم فرقي نداشت . وضع مالي ما تعريف چنداني نداشت تو يه خونه مستجر بوديم و من هم تا آخر شب كار ميكردم تا امورات بگذرد . دو ماه پيش بود كه حدود ساعت 10 شب به خانه رسيدم چون بايد پولي به كسي مي دادم تا اين موقع كار مي كردم .نزديك خونه كه رسيدم ديدم در باز شد و يه پسر 18 يا 19 ساله از در اومد بيرون من تعجب كردم چون خونه ما دو طبقه بود و صاحبخونه هم براي يه هفته رفته بود مسافرت پيش خودم گفتم يعني پسره با ما كار داشته؟
پسره سواره يه مزدا 323 شد و رفت . من رفتم توي خونه و ويدا رو صدا كردم . اومد و يه بوس بهم داد گفتم كسي اومده بود تو گفت نه گفتم اون پسره كي بود از در رفت بيرون گفت اشتباه مي كني گفتم خودم ديدم گفت نه حتما عوضي ديدي . رفتم تو تو خونه بوي عجيبي مي اومد گفتم بوي چيه گفت ادكلن خريدم گفتم برو بيار ببينم رفت آورد هنوز قيمت روش بود نوشته بود 47 هزار تومان . گفتم بيشعور ما هشتمون گرو نهمونه تو 47 هزار تومان پول ادكلن مي دي . اصلا از كجا آوردي . تو كه صبح پنج هزار تومان هم نداشتي . رفتم سر كيفش ديدم حدود 100 هزار تومان تو كيفشه . گفتم از كجا اين پولا رو آوردي . نكنه به اون پسره ربط داره . ديگه دست و پاش رو گم كرده بودو .....ادامه دارد
email: koone_mamanam@yahoo.com
Comments:
<< Home
سلام
من خودم از سکسی نوشتن استقبال می کنم اما به نظر من نباید به هر قیمتی اینکار رو بکنیم
حس می کنم که داریم راه رو اشتباه می رویم و هر روز تعداد وبلاگهای که دارند سیر نزولی رو طی می کنند بیشتر می شود
امیدوارم این اتفاق برای شما پیش نیاد
سارا
Post a Comment
من خودم از سکسی نوشتن استقبال می کنم اما به نظر من نباید به هر قیمتی اینکار رو بکنیم
حس می کنم که داریم راه رو اشتباه می رویم و هر روز تعداد وبلاگهای که دارند سیر نزولی رو طی می کنند بیشتر می شود
امیدوارم این اتفاق برای شما پیش نیاد
سارا
<< Home
