Wednesday, July 20, 2005

 
داستان اول
خواهرم اسمش نيلوفر است . 17 سالشه . مامانمم اسمش رويا است 41 سالشه . منم كامرانم 20 ساله . تابستان بود و خواهرم معلم گيتار گرفته بود يه مرد 28 يا 29 ساله به اسم آقاي زماني كه متاهل هم بود . يه روز قرار بود من با دوستم برم سينما سانس ساعت 11 . ساعت 10 راه افتادم بر مخونه دوستم . آقاي زماني هم ساعت 10 قرار بود بياد . مامانم هم رفته بود بيرون . من رفتم خونه دوستم مامان دوستم گفت عليرضا حالش خوب نيست نمي تونه بياد . منم ناراحت شدم برگشتم خونه . وقتي رسيدم خونه ديدم صداي موزيك داره مي يا د .گفتم مگه قرار نبود گيتار كار كنن پس صداي موزيك ماله چيه . رفتم تو ديدم تو حال كسي نيست رفتم پشت در اتاق مامان بابام ديدم از اونجا صداي حرف زدن مي ياد . چون در بسته بود تصميم گرفتم برم از بالكن ببينم چون اتاق من كنار اتاق مامانم بود و هر دو بالكن داشت و چون تو بالكن حصير زده بوديم از بيرون چيزي ديده نمي شد . چهار دستو پا رفتم تا رسيدم به اتاق از پنجره نگاه كردم . همين كه چشمم افتاد به اتاق خشكم زد . خواهرم و اقاي زماني لخت تو بغل هم بودند . و آقاي زماني داشت سينه هاي خواهرمو مي خورد . اين اولين بار كه خواهرمو لخت مي ديدم خيلي هيكل خوبي داشت . بعد آقاي زماني اومد طرف كس خواهرم و شروع كرد به ليس زدن خواهرم هي آه و اوه مي كرد و مي گفت من كير ميخام بهد آقاي زماني كيرشو آورد جلوي صورت خواهرم و اون شروع كرد به ساك زدن خيلي هم حرفه ايي ساك مي زد . بعد آقاي زماني گفت حالا ديگه مي خام بكنمت . من فكر كردم از كون مي خاد بكنه ولي با كمال تعجب ديدم كيرشو گذاشت رو كس خواهرم و فرو كرد تو و شروع كرد تلنبه زدن خواهرم هي اه ميكشيد منم با ديدن كس دادن خواهرم حشري شده بودم و با كيرم ور ميرفتم . بعد از اينكه حسابي خواهرمو از كس گائيد نوبت كونش شد . خواهرم دوباره كير آقاي زماني رو ساك زد تا خيس بشه بعد كونشو قنبل كرد و آقاي زماني هم كيرشو فرو كرد تو كون خواهرم . اولش خيلي جيغ ميزد و هي مي گفت : ماماني آي مامان كونم پاره شد . آقاي زماني هم مي گفت : جون مامان جندت كي مياد اونم بكنم. من كه اينو شنيدم گفتم حتما مامانمم به آقاي زماني كس ميده . تلنبه زدن هاي آقاي زماني تندتر شد و ناگهان خواهرم جيغي زد معلوم بو د به ارگاسم رسيده و آقاي زماني هم آب كيرشو روي سينه خواهرم خالي كرد بعد از يه سكس حسابي نشستند و شروع كردن به سيگار كشيدن اين هم عجيب بود كه خواهرم داره سيگار مي كشه . خلاصه چند دقيقه گذشت و من هم يه جق حسابي زدم كه ناگهان صداي در اومد فهميدم مامانم اومده . تا مامانم آقاي زماني رو ديد پريد بغلش و شروع كرد لب گرفتن و مامانم تو يه چشم به هم زدن لخت لخت شد . مامانم هم براي اولين بار بود كه ميديدم خيلي كون باحالي داشت . من دوباره دستم رفت رو كيرم . او نا هم داشتند حال مي كردند . مامانم كلي براي آقاي زماني ساك زد تا كيرش دوباره بلند شه البته خواهرم بيشتر نگاه ميكرد چون خسته شده بود .بعد از ساك زدن مامانم گفت : بسه ديگه من كيرتو مي خام اقاي زمانيهم كيرشو هدايت كرد سمت كس مامانم و شروع كرد به تلنبه زدن و مامانم آه و اوه ميكرد. آقاي زماني گفت رويا جومن كير من كلفتره يا كير شوهرت مامانم گفت : كير تو بعد دوباره زماني گفت : من بهتر مي كنمت يا شوهرت كه مامانم گفت : تو عزيزم . شوهرمو ولش كن . اونقدر تلنبه زدن تا آقاي زماني گفت آب من داره مي ياد كيرشو از تو كس مامانم كشيد بيرون و گرفت جلوي صورت مامانم و او هم همه آب كيرآقاي زماني رو خورد . بعد هر سه بي حال رو تخت نشستند . و من آرومم از خونه زدم بيرون و بعد يه ساعت برگشتم . مامانم گفت كامران جان فيلم چه طور بود گفتم خيلي خوب بود مخصوصا دو تا هنر پيشه زنش كه حرف نداشتند.
منتظر داستان بعدي من باشيد
email : koone_mamanam@yahoo.com .

Comments:
salam azizam... dastanet mareke bood . hall kardam . fadaye maman joon o khahare khoshgelet besham man .. har doshoon jigaran. montazere dastanhat hastam . bye
 
salam
khobi
از اينکه با وبلاگ شما اشنا شدم خوشحالم داستانتونو نخوندم ولي از
وبلاگ شما خوشم امده وبه شما تو بلاگم لينک دادم به من هم سر بزن ونظر بده
 
نویسنده این بلاگ بنام کامران توسط جمهوری اسلامی اعدام شد روحش شاد
 
Post a Comment

<< Home

This page is powered by Blogger. Isn't yours?